بازگشت به بالای صفحه
FACEBOOK TWITTER RSS FEED JOIN US NEWSLETTER
print version increase font decrease font
تاریخ انتشار : چهارشنبه 20 اسفند 1393      11:50

جهان چگونه از عصر نابرابری گذر خواهد کرد؟

اقتصاد ایرانی: بزرگ ترین مشکل تنیدگی مسایل در یکدیگر است. تنش میان کسانی که در حال ایجاد نابرابری هستند و کسانی که از این جریان دور افتاده اند می تواند به راحتی تبدیل به «نابرابری خودسرانه و تحمل ناپذیر» شود که پیکتی سعی داشت روی آن تاکید کند. پس در یک دور تسلسل می توان با تغییر اقتصاد منطقه ای به سمت بازار های جهانی همراه با گسترش تقاضای موثر در سطح جهان از شدت این تنش کم کرد.

به گزارش تعادل، «نابرابری» پدیده یی است که چند سالی هشدارها درباره تشدید آن درجهان بالا گرفته است. به گفته اغلب کارشناسان، زمان آن فرارسیده تا موضوع نابرابری در قلب کانون تجزیه و تحلیل اقتصادی قرار بگیرد، زیرا تشدید آن می تواند تخریب جوامع را در پی داشته باشد. ایان موریس، مورخ، باستان شناس و مدرس دانشگاه استنفورد با نگاهی به پیشینه نابرابری می گوید: این پدیده جدیدی نیست و در طول تاریخ جوامع انسانی به شکل های مختلفی وجود داشته اما آنچه خطرناک است، تشدید آن به شکلی بی سابقه است. موریس در مقاله خود با رد پرسش درباره چرایی وجود نابرابری، تاکید می کند که درحال حاضر آنچه مهم است چگونگی گذر انسان از دوره یی است که می توان آن را «عصر نابرابری» خواند. ایان موریس می نویسد: نوامبر سال گذشته به صورت تصادفی توانستم با توماس پیکتی در پکن ملاقات کنم. پیکتی مشهور ترین اقتصاد دان فرانسوی است که یک میلیون نسخه از کتاب «سرمایه در قرن ۲۱» او از سال۲۰۱۳ تا به امروز در سراسر جهان فروخته شده است. پیکتی درحالی که در سالن کنفرانس قدم می زد توضیح داد به دلیل آنکه نرخ بازگشت سرمایه در جهان بالا تر از نرخ رشد اقتصادی است نسبت ثروتی که در جهان در دست عده معدودی قرار دارد به احتمال قوی افزایش خواهد یافت. به عبارت دیگر ما باید منتظر یک واگرایی واقعی طبقاتی از غنی به سمت غنی تر باشیم. همان گونه که عنوان کتاب او می گوید: «نظام سرمایه داری به طور خودکار نابرابری غیرقابل بازگشتی را تولید می کند که مهم ترین نتیجه آن تضعیف ارزش های شایسته سالاری است که جوامع دموکراتیک براساس آن ساخته شده اند.»
نادیده گرفتن چنین تصور تهدیدکننده یی و استقبال مخاطبان چینی از این تصویرسازی از عهده پیشگویان استراتژیک ساخته نیست. در قرن بیستم، دو جنگ جهانی به تنهایی نیروی کافی و قدرتمند برای تمرکز ثروت در دست نخبگان و ایجاد تضاد طبقاتی را فراهم کرد. در آغاز قرن ۲۱ به نظر می رسد ما دوباره در آستانه سقوط به جهانی پر از خشونت های جمعی و افراط گرایی هستیم.
قضاوت درباره اشتیاق مخاطبان چینی نسبت به گفته های پیکتی دشوار بود چراکه نمی شد فهمید این اشتیاق به خاطر پیش بینی فروپاشی اقتصاد دموکراتیک غرب است یا برای پیش بینی همان الگویی است که درجامعه آنها اعمال می شود. در هرحال چین، می تواند الگوی پیش بینی پیکتی را به راحتی ترسیم کند. پس از مرگ «مائو تسه تونگ» درسال۱۹۷۶ شاخص جینی نابرابری درآمد و مالیات ۳۱ درصد بود. (محاسبه شاخص جینی درباره نابرابری درآمد ها از صفر به معنی این است که همه افراد درآمد یکسانی دارند و یک نفر تمامی درآمدهای یک کشور را در دست دارد و درآمد مابقی افراد نزدیک به صفر است.)
تا سال۲۰۰۹ شاخص جینی نابرابری سطح درآمد ها در چین پس از یک دوره سخت مبارزه از سال۲۰۰۳ از رقم ۵۱درصد به ۴۷درصد رسید. هنگامی که گروهی از ما برای خوردن نهار بیرون رفتیم بعضی از میزبان های چینی به نظریه پیکتی حمله کردند. «مگر دنگ شیائوپینگ برای ما جا نینداخته که ثروتمند شدن گناه است؟»، «آیا رشد نابرابری تنها راه نجات چین برای خروج از خطر فقر است؟» واقعیت این است که خود پیکتی نیز موافق بود که هیچ چیز بدی در ذات ثروت اندوزی وجود ندارد با این حال آنچه بر آن اصرار می کرد ایستادگی در برابر تجمع بیش از حد ثروت در دست عده یی معدود بود. مهم ترین مساله یی که ما به آن رسیدیم این پرسش بود که جهان چگونه از عصر نابرابری گذر خواهد کرد؟
ما در آن زمان از رسیدن به یک اجماع درباره این سوال ناکام ماندیم. ناکامی ما در پاسخ به این پرسش، در نادیده گرفتن تاریخ طولانی شکل گیری نا برابری بود. پیکتی برای پژوهش خود تاریخ ۲۵۰سال اخیر جهان را درنظر گرفته بود اما برای دیدن تصویر کلی تر باید کمی عقب تر رفت و از تاریخ قبل از عصر کشاورزی (یعنی ۱۵هزار قبل) را مدنظر قرار داد. وقتی زمینه تاریخی را وسیع تر کنیم، خواهیم دید که هر عصر نابرابری های خودش را در جوامع مختلف انسانی تولید کرده است. به عبارت دقیق تر نظام های مختلف اقتصادی زمانی بهترین عملکرد را در کارنامه خود ثبت کردند که توانسته اند از فشارهای نابرابری در زمینه های مختلف استفاده کنند. ایجاد فشارهای انتخابی باعث می شود که گروه های پاداش رو به جلو حرکت کنند و گروه هایی که از موضوع دور هستند را کنار بزند. این یک حقیقت روشن است که انتقال در نظام ها همواره با حوادثی همراه بوده است. از این رو می توان چنین برداشتی را داشت که ما نیز در عصر انتقال سیستم ها هستیم.

تاریخچه مختصر نابرابری
می توان گفت تاریخ نا برابری به ۱۵هزارسال پیش بازمی گردد. پیش از ظهور عصر کشاورزی انسان شکارچی انرژی موردنیاز خود را از گیاهان وحشی و شکار حیوانات تامین می کرد. این نظام اقتصادی کسانی که در دسته های کوچک با هم حرکت می کردند را پاداش می داد و در مقابل کسانی را که سعی می کردند گروه را ترک کرده و به صورت انفرادی زندگی کنند از طریق گرسنگی کشیدن تا سرحد مرگ تنبیه می کرد. در این نظام ایجاد نا برابری عملا نا ممکن بود چراکه در گروه جست وجوی غذا هیچ جایی برای پادشاهان و اشراف و کسانی که به دنبال انباشتن ثروت بودند، وجود نداشت.
در نتیجه کوچ نشین ها به همان میزان که فقیر بودند با هم برابر نیز بودند. (اگرچه براساس برآورد آنگوس مدیسون، اقتصاددان بریتانیایی، آنچه که انسان شکارچی روزانه به دست می آورد چیزی حدود ۱.۱۰ دلار امریکا درسال۱۹۹۰ ارزش داشت). مطالعان انسان شناختی از چند جامعه باقی مانده از آن دوران نشان می دهد که ضریب جینی درآمد و نابرابری ثروت در این جوامع به طور متوسط ۲۵ درصد بوده است. (نرخی پایین تر از ضریب جینی در چین مائوتسه تونگ).
عصر کشاورزی حدود ۹ هزارو۶۰۰ سال قبل از میلاد آغاز شد. نخستین نشانه های این ظهور در خاورمیانه بود. دو هزارسال بعد در پاکستان فعلی و چین و هزار سال بعد در پرو و مکزیک کشاورزی گسترده شد. جمعیت انسان ها از 6 میلیون نفر در ۱۰ هزار پیش از میلاد به ۲۵۰ میلیون نفر در یک سال قبل از میلاد مسیح رسید. در این زمان گروه هایی بزرگ از انسان های کشاورز شکل گرفت و از تعداد کوچ نشین ها کاسته شد. اگرچه متوسط درآمد افراد در جوامع کشاورزی افزایش پیدا کرده بود (براساس محاسبات مدیسون این درآمد از ۱.۱۰ دلار زمان کوچ نشینی به ۲.۲۰ دلار رسیده بود) با این حال ساختار پاداش برای افراد حاضر در این جوامع به نسبت قبل کمتر برابر و مساوی بود. عصر کشاورزی نیازمند تقسیم کار پیچیده تری نسبت به عصر شکار بود. درحالی که بازار آزاد با شروع کار خود مقدار مشخصی از امکانات در زمینه تخصص های مختلف را ایجاد کرده بود قوانین تحت حمایت دولت ها نیز در این زمینه نقش مهمی ایفا می کردند. برخی از افراد اشراف دست بالا را گرفته درحالی که مابقی به برده و دهقان تبدیل شدند. در نتیجه نابرابری اقتصادی ایجاد شد.
متوسط نابرابری درآمد در جوامع کشاورزی حدود ۴۵ درصد تقریبا دو برابر نا برابری عصر شکار بود. این نرخ برای امپراتوری روم احتمالا بین ۴۲ تا ۴۴ درصد بوده است. سال ۱۶۸۸ در انگلستان ضریب جینی به ۴۷ درصد رسید و در فرانسه آستانه انقلاب به نرخ فاجعه آمیز ۵۹ درصد رسیده بود. روند نابرابری ثروت همگانی همچنان رو به افزایش بود.
انقلاب صنعتی به یکباره همه چیز را تغییر داد. قدرت عالی سوخت های فسیلی انرژی باورنکردنی در کنار بخار و الکتریسیته برای تکمیل کار انسان ها و حیوانات فراهم کرد. کارخانه های جدید مقادیری از کالا ها را تولید کردند. در این تغییر جدید انسان ها نیز از افراد ساده عصر کشاورزی به بردگان عصر صنعتی تبدیل شدند که پیش از آن تصورش دشوار بود. زمانی که کشاورزی با کوچ نشینی جایگزین شد اجداد ما با کشف انرژی بیشتری توانستند درآمدهای بالاتری را برای جوامع انسانی ایجاد کنند. در سال ۱۸۰۰ میلادی کمتر از یک میلیارد نفر در جهان وجود داشت در حال حاضر بیش از هفت میلیارد نفر جمعیت در جهان وجود دارد. به تناسب این افزایش جمعیت نیز درآمد نیز تقریبا ۱۰ برابر شده و به چیزی حدود ۲۵ دلار در سال ۱۹۹۰ رسیده است. بهره برداری سوخت های فسیلی نشان داد که جوامع صنعتی به تقسیم کار پیچیده تری نسبت به جوامع کشاورزی نیاز دارد. شکست فاشیسم و کمونیسم نیز ثابت کرد جوامع بازار آزاد بهترین گزینه برای رهبری اقتصاد هستند. از یک طرف متخصصان ارایه خدمات مهم می توانند کار شناسان خود را وارد زمینه های اقتصادی و سیاسی کنند. عاملی که خود می تواند در ایجاد نا برابری نقشی موثر داشته باشد. از سوی دیگر وجود ثروت در بازار آزاد نیازمند به وجود یک طبقه متوسط مرفه بستگی دارد که می تواند بخش قابل توجهی از محصولات و خدمات را خریداری کند.
همانند عصر کشاورزی و تمدن کوچ نشینی پیش از آن، عصر صنعتی و سوخت های فسیلی یک نقطه تعادل داشت و آن «حق وجود سطحی از نابرابری در جوامع» بود. جوامعی که به این سمت حرکت کنند قطعا به شکوفایی دست خواهند یافت اما جوامعی که به دور از آن حرکت کنند از شکوفایی دور می شوند. اغلب دولت های موفق به این نکته پی می برند و سعی می کنند با استفاده از اعمال مالیات تصاعدی فشاری اندک برای نابرابری اقتصادی ایجاد کنند.

یک سوال با پرسشی نه چندان آسان
براساس این بررسی تاریخی کاملا روشن است که دولت های مدرن باید هدفشان این باشد که با اعمال مالیات، نابرابری درآمد را در حد ۲۵ تا ۳۵ درصد و نرخ نا برابری ثروت در جامعه را بین ۷۰ تا ۸۰ درصد نگه دارند. امروزه بسیاری از کشور ها یا در همین حد هستند یا نرخ را چیزی بالا تر از این حد نگه داشته اند از این رو باید به پیکتی حق داد که برای دیدن مشکلات پیش رو مساله داشته باشد. به اعتقاد کارشناسان، حداقل چهار نیرو دیگر برای شکل دهی جوامع کنونی به سمت مسیر موردنظر وجود دارد.
نخستین نیرو افزایش مقیاس است. بین عصر شکار و کشاورزی، اندازه نمونه جمعیت اقتصادی یکپارچه از چند ده هزار نفر به چندمیلیون نفر افزایش پیدا کرد. وسعت سرزمین های یکپارچه نیز از چندصد کیلومترمربع به چندصدهزار کیلومترمربع افزایش یافت. با شروع انقلاب صنعتی، جمعیت جهان میلیارد ها نفر شد و سرزمین های یکپارچه سطح کره زمین را فرا گرفت. این بدان معنی است که نابرابری میان کشور ها دیگر موضوع اصلی نیست. حداقل کار ممکن این است که به نابرابری در سطح جهان توجه نشان دهیم.
بین ۱۸۲۰ تا ۱۹۵۰ تعداد انگشت شماری از ملل اروپایی و امریکایی با انتقال به عصر صنعتی به مراتب جلو تر از دیگر ملل در سطح جهان به سمت عصر انتقال وارد شدند. به گفته برانکو میلانوویچ، اقتصاددان، ضریب جینی نا برابری در این عصر به چیزی حدود ۵۵ درصد در سطح جهان رسید. بعد از سال ۱۹۴۵ پس از آنکه انقلاب صنعتی به سایر نقاط جهان نفوذ کرد ضریب جینی جهانی پیش رفت و حتی از سال ۲۰۰۰ پس از جهش اقتصادهایی همچون روسیه، چین و هند اندازه آن کمتر شده است. ثروتمندان ثروتمند تر می شوند در عین اینکه فقرا نیز با سرعتی بیشتر در حال حرکت هستند. در این زمینه حق با پیکتی است. نابرابری درونی ملت ها از سال۱۹۷۰ دایما در حال افزایش است اما اگر روند کنونی ادامه پیدا کند تا سال ۲۰۵۰ ضریب جینی به چیزی حدود ۲۵ درصد تا ۳۵ درصد خواهد رسید. این ضریب همان ضریب ایده آل زمان انقلاب صنعتی بود که اقتصاد کشور ها توانستند به بهترین نحو کارایی خود را نشان دهند.
دومین نیرو تقاضای موثر است. بقای اقتصاد وابسته به سوخت فسیلی به وجود موثر طبقه متوسطی وابسته بود که بتواند برای مقادیر زیادی از کالا ها و خدمات پول پرداخت کند که رشد نابرابری حیات آن را تهدید می کند. اگرچه کشورهای ثروتمند رشد کاهلانه یی در زمینه تولید ناخالص داخلی دارند و در طول چهار دهه گذشته یک درصد جمعیت ثروتمند این کشور ها بخش عمده یی از ثروت را در اختیار دارند؛ با این حال به نظر می رسد که درآمد مابقی جمعیت کشور ها به جای کاهش در حالت رکود به سر می برد. ۲ میلیارد آسیایی در حالی به بازارهای جهانی جذب می شوند که همچنان تقاضا برای ناحیه اروپا و امریکا به طور چشمگیری باقی مانده است. نابرابری به طرز پریشان کننده یی بالاست. با این حال اگر تقاضای موثری برای جذب خروجی های جهان به وجود بیاید و رشد کند می توان به صورت منطقی امیدوار بود که قرن ۲۱ می تواند از پیش بینی سیاه پیکتی درباره آینده اقتصاد جهان جان سالم به در ببرد.
سومین نیرو شامل ساختار یک طبقه جدید می شود. از حدود ۵۰۰۰ سال پیش که نخستین ایالات ظهور پیدا کردند واحد های سیاسی و اقتصادی کوچک به طور متناوب جذب واحد های بزرگ تر می شدند. همین جذب باعث می شد تا عواقب دراماتیکی در انتظار نخبگان محلی باشد. وقتی قبیله یی در یک دایره سیاسی بزرگ تر ادغام می شد رییس قبیله یا توسط نیروهای قوی تر محصور می شد یا اینکه کلا به حاشیه می رفت. این رییس به هیچ عنوان قادر نبود که با نیروهای بزرگ تر از خودش وارد رقابت شود. به طور مشابه یک فقیر نیز ممکن بود به اسارت دربیاید یا به تاجر، سرباز مزدور یا مهاجر تبدیل شود. همواره و در هر شرایطی برنده ها و بازنده ها وجود دارند.
در قرن ۲۱ ما نیز در همان زمینه و با همان نسخه قبلی کار می کنیم. برای برخی جهانی شدن، فرصت فوق العاده یی برای پیوستن به یک تکنولوژی نخبه محور جهانی است؛ برای برخی دیگر به دلیل سرعت سرسام آور تحولات و افزایش شکاف میان نخبگان و طبقه متوسط تبدیل به یک خطر شده است. چهارمین نیرو و مهم ترین آنها، این است که ما در آستانه ترک عصر سوخت های فسیلی هستیم. منابع جدید انرژی، فناوری هایی که مرز میان ماشین و انسان را از میان می برند و دگرگونی به سمت زندگی های مجازی می تواند عاملی باشد که بزرگ ترین شکاف تاریخی بشریت اعصار در قرن ۲۱ به وقوع بپیوندند. با در نظر گرفتن تمامی موارد، به نظر نمی رسد که پاسخ به این پرسش که «جهان چگونه از عصر نابرابری گذر خواهد کرد» چندان آسان باشد. در هر سیستم اقتصادی باتوجه به نوع جذب انرژی برای ادامه روند همواره سطح ایده آلی از نابرابری وجود دارد. در جهان سوخت های فسیلی ضریب جینی نا برابری ۲۵ تا ۳۵ درصد برای درآمد و ۷۰ تا ۸۰ درصد برای ثروت می تواند ضریب قابل قبولی باشد. با این حال پیدا کردن اعداد و تلاش برای اعمال آنها در سطح جامعه تنها ابتدای راه است. بزرگ ترین مشکل تنیدگی مسایل در یکدیگر است. تنش میان کسانی که در حال ایجاد نابرابری هستند و کسانی که از این جریان دور افتاده اند می تواند به راحتی تبدیل به «نابرابری خودسرانه و تحمل ناپذیر» شود که پیکتی سعی داشت روی آن تاکید کند. پس در یک دور تسلسل می توان با تغییر اقتصاد منطقه یی به سمت بازار های جهانی همراه با گسترش تقاضای موثر در سطح جهان از شدت این تنش کم کرد.


آدرس ایمیل فرستنده : آدرس ایمیل گیرنده  :

نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر